کافئین ( caffeine ) میتواند با ایجاد اختلال در جریان خون، مایعات و سیستم عصبی، سرگیجه را بدتر کند.
افرادی که دچار منییر، میگرن دهلیزی یا اضطراب هستند، به کافئین حساسترند.
محدود کردن مصرف کافئین، نوشیدن آب کافی، تغذیه مناسب و خواب کافی میتواند علائم سرگیجه را کاهش دهد.
کافئین ممکن است در برخی افراد باعث سرگیجه (احساس چرخش اتاق به دور خود) شود.
|
جهت تشخیص علت سرگیجه به کلینیک تخصصی سرگیجه و تعادل اسپین خرم آبادمراجعه کنید. تماس: 09168775699 |
ارتباط کافئین و سرگیجه
کافئین( موجود در قهوه، نوشابه، چای، شکلات و ...) از چندین طریق بر بدن شما تأثیر میگذارد که میتواند علائم سرگیجه را تحریک یا بدتر کند. دلیل این امر این است که:
محرک: این بدان معناست که ضربان قلب و فشار خون شما را افزایش میدهد.
منقبض کننده عروق: این بدان معناست که باعث انقباض رگهای خونی میشود و جریان خون مناسب را در سراسر بدن، از جمله گوش داخلی شما، کاهش میدهد. گوش داخلی حاوی ساختارهایی است که تعادل را کنترل میکنند و تغییرات در جریان خون ممکن است در نحوه عملکرد این سیستمها، به ویژه در افرادی که مشکلات گوش داخلی دارند، اختلال ایجاد کند.
23
ادرارآور خفیف: این بدان معناست که نیاز به ادرار کردن را افزایش میدهد و میتواند منجر به کم آبی بدن شود. کم آبی بدن میتواند حجم خون را کاهش دهد، که ممکن است جریان خون به گوش داخلی را کاهش دهد یا تعادل مایعات آن را مختل کند و باعث سرگیجه یا سرگیجه شود.
در سلولهای مویی مجاری نیمدایرهای، انتقال آوران به کلسیم وابسته است و آزادسازی انتقالدهنده عصبی به یک پیامرسان ثانویه وابسته است. کافئین به عنوان تسهیلکننده آزادسازی کلسیم ناشی از کلسیم و چگونگی تأثیر این فرآیند بر انتقال سیناپسی آوران از سلولهای مویی دهلیزی مجاری نیمدایرهای خوکچه هندی مورد استفاده قرار گرفت. کافئین پاسخ به کلسیم را در برخی نقاط بحرانی سلولها افزایش میدهد و دپلاریزاسیون سلولی را تسهیل میکند، بنابراین سلول را به راحتی تحریکپذیرتر میکند. در حضور این ماده، افزایش پتانسیلهای عمل خودبهخودی و برانگیخته شده با تغییر سرعت زاویهای در اعصاب دهلیزی آوران مشاهده شد. همچنین مشاهده شد که کافئین فرکانس پتانسیل پسسیناپسی تحریکی را افزایش میدهد اما پیکربندی آن را تغییر نمیدهد که نشان میدهد در سطح پیشسیناپسی عمل میکند.

شرایطی که خطر سرگیجه ناشی از کافئین را افزایش میدهند
اگر موارد زیر را داشته باشید، احتمال بیشتری وجود دارد که سرگیجه مرتبط با کافئین را تجربه کنید:
بیماری منییر: این بیماری بر گوش داخلی تأثیر میگذارد و باعث دورههای سرگیجه مکرر، کاهش شنوایی، زنگ زدن گوش و احساس فشار در گوش میشود. افراد مبتلا به بیماری منییر ممکن است به کافئین حساس باشند و برخی تحقیقات نشان میدهد که کافئین میتواند علائم آنها را تحریک یا تشدید کند.
میگرن دهلیزی: این نوعی میگرن است که باعث سرگیجه، احساس چرخش و مشکلات تعادل، با یا بدون سردرد میشود.8 برخی غذاها و مواد، از جمله کافئین، میتوانند حملات میگرنی را که میتوانند از چند دقیقه تا چند ساعت طول بکشند، تحریک کنند. تحقیقات نشان میدهد که مصرف 400 میلیگرم یا بیشتر، خطر ابتلا به میگرن دهلیزی را در مقایسه با مصرف کمتر کافئین، 42 درصد افزایش میدهد.
اضطراب: این بیماری میتواند علائمی مانند ضربان قلب سریع، سبکی سر و سرگیجه ایجاد کند. از آنجا که کافئین سیستم عصبی را تحریک میکند، میتواند این اثرات را افزایش داده و سرگیجه و علائم مرتبط را تشدید کند. علائم.
پیشگیری از سرگیجه ناشی از کافئین
موثرترین راه برای پیشگیری از سرگیجه ناشی از کافئین، حذف کافئین از رژیم غذایی است. مثل مصرف نکردن قهوه، نوشابه، چای، شکلات و ....
اگر آماده نیستید که قهوه، چای، شکلات یا سایر محصولات کافئیندار را کنار بگذارید، یا میخواهید از ترک کافئین جلوگیری کنید، اقداماتی وجود دارد که میتوانید برای کاهش خطر سرگیجه و شدت دورههای سرگیجه انجام دهید.
مصرف کافئین خود را محدود کنید: مصرف کافئین خود را به حداکثر ۴۰۰ میلیگرم در روز (حدود چهار فنجان ۸ اونسی قهوه دمکرده) محدود کنید. به تدریج مصرف آن را کاهش داده و برخی از نوشیدنیها را با آب، چای گیاهی یا قهوه بدون کافئین جایگزین کنید.
هیدراته بمانید: در طول روز آب بنوشید، به خصوص اگر متوجه افزایش ادرار پس از مصرف کافئین شدید. حتی کمآبی خفیف نیز میتواند سرگیجه را افزایش دهد.
قبل از مصرف کافئین غذا بخورید: وجود غذا در معده میتواند سرعت جذب کافئین را کاهش دهد و ممکن است تأثیر آن را بر سیستم عصبی شما کاهش دهد.
کافئین را به اوایل روز محدود کنید: مصرف کافئین در اواخر بعد از ظهر یا عصر میتواند در خواب اختلال ایجاد کند و خواب نامناسب میتواند سرگیجه را بدتر یا باعث آن شود.
خواب کافی و با کیفیت داشته باشید: هر شب هفت تا نه ساعت خواب آرام داشته باشید. خواب خوب از مغز و گوش داخلی در همکاری برای کنترل تعادل پشتیبانی میکند.
از مصرف همزمان نیکوتین و کافئین خودداری کنید: سیگار کشیدن یا ویپینگ همراه با کافئین میتواند اثرات محرک را تشدید کند، که ممکن است سرگیجه و مشکلات تعادل را بدتر کند.
علائم خود را پیگیری کنید: میزان مصرف کافئین ( قهوه، نوشابه، چای و ....) و دورههای سرگیجه خود را ثبت کنید تا به شما در تشخیص الگوها و شناسایی محرکهای احتمالی کمک کند.
کافئین پرمصرفترین ماده روانگردان در جهان است. این ماده در محصولات متنوعی مانند قهوه، چای، شکلات، نوشابه، ماته، پودر گوارانا، داروهای لاغری، داروهای ادرارآور، محرکها، مسکنها و ضد حساسیتها یافت میشود. عملکرد آن و همچنین مزایا و معایب آن برای سلامتی مصرفکننده، موضوعی بسیار بحثبرانگیز در ادبیات علمی است. مطالعات نشان میدهد که کافئین عملکرد شناختی و روانی-حرکتی، هوشیاری، دامنه توجه، دقت و حافظه را بهبود میبخشد، هوشیاری بصری و شنیداری را افزایش میدهد و خوابآلودگی و خستگی را کاهش میدهد. در عین حال، در دوزهای بالا ممکن است باعث تاکی کاردی، افزایش ترشح معده، دیورز، افزایش سطح اسیدهای چرب در پلاسما، انقباض عروق مغزی و گشاد شدن سیستم سایر رگهای بدن شود. تعادل بدن با ادغام اطلاعات از سه سیستم تضمین میشود: دهلیزی، بینایی و حس عمقی.سیستم دهلیزی یا وستیبولار سه عملکرد دارد: ارائه اطلاعات در مورد موقعیت بدن، اصلاح حرکات بدن که از مرکز جرم خود منحرف میشوند و کنترل حرکت چشم برای حفظ بینایی-حرکتی در حالی که فرد یا محیط در حال حرکت هستند.
اعتقاد بر این است که از آنجا که لابیرنت خلفی یک عضو بسیار حساس به تغییرات در سایر اندامها و سیستمها و موادی است که هموستاز بدن را تغییر میدهند، تحت تأثیر مصرف کافئین قرار میگیرد. تجربیات بالینی نشان میدهد که اجتناب از مصرف در چندین اختلال دهلیزی مانند بیماری منییر و میگرن دهلیزی و همچنین برای ارزیابی قابل اعتماد سیستم دهلیزی مفید است. با این حال، قطع ناگهانی مصرف آن منجر به ترک کافئین میشود که با وجود سردرد، خستگی، سندرم بیحالی، "علائم شبه افسردگی" و اختلالات خلقی مشخص میشود. چنین علائمی 12 تا 14 ساعت پس از قطع مصرف کافئین ظاهر میشوند و از 20 تا 48 ساعت پس از چنین وقفهای به حداکثر شدت خود میرسند. به کافئین خواص ادرارآور و محرک نسبت داده میشود که میتواند سرگیجه و وزوز گوش را تشدید کند. با توجه به مصرف بالای کافئین و دانش محدود در مورد تعامل آن با سیستم دهلیزی، هدف از این مطالعه بررسی شواهد علمی در مورد ارتباط بین مصرف کافئین و سیستم دهلیزی است.
سی مقاله، که ده مورد از آنها با در نظر گرفتن عوامل ورود به مطالعه، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. این موارد به زیرگروهها طبقهبندی شدند: ارتباط بین کافئین با فیزیولوژی سیستم دهلیزی (30٪)، کافئین با اختلالات دهلیزی (50٪)، کافئین با سایر بیماریها (10٪) و؛ ارزیابی کافئین و دهلیزی (10٪) مشخص شد مقالاتی که کافئین را با فیزیولوژی سیستم دهلیزی مرتبط میکنند، به عملکرد این ماده در کلسیم سلولهای مویی در گیرندههای سیستم دهلیزی میپردازند. هندریکسون و گوت و للی و همکاران تأثیر برخی از آنتاگونیستها و آگونیستهای کلسیم، از جمله کافئین، آزادسازی کلسیم ناشی از کلسیم و این فرآیند را که بر انتقال سیناپسی آوران از سلولهای مویی دهلیزی در کانالهای نیمدایرهای خوکچه هندی تأثیر میگذارد، تجزیه و تحلیل کردند.
اویانگ و همکارانش توزیع گیرندههای رایانودین را در سیستم عصبی مرکزی خوکچههای هندی بررسی کردند و به دنبال استنباط عملکرد آنها بر اساس تراکم موضعی و ایزوفرمهای بزرگتر موجود در این مکانها بودند. اتصال آنتیبادیهای دارای گیرندههای رایانودین در حضور کافئین افزایش یافتند. این گیرندهها در نورونهای بزرگ، به ویژه در سلولهای پورکنژ و هستههای حرکتی، سیستم بینایی و دهلیزی، به مقدار بیشتری یافت شدند که نشاندهنده اهمیت آن در این سیستمها است. در مورد کافئین در برابر بیماری دهلیزی، بیماری منییر برجسته شده است. ناکس و مکفرسون راخ و لوکسفورد و همکاران محدودیت در میزان نمک و پرهیز از کافئین و الکل را به عنوان بخشی از درمان این بیماری پیشنهاد میکنند. مصرف کنترلشده نمک با هدف کاهش دفعات سرگیجه انجام میشود و احتباس مایعات در بدن، از جمله گوش داخلی را کاهش میدهد.
برای Rauch، این توضیح بعید و سادهانگارانه به نظر میرسد، اما در واقع، بسیاری از بیماران مبتلا به بیماری منیر از محدودیت مصرف نمک بهرهمند میشوند. نویسنده اضافه میکند که مهمتر از میزان مصرف نمک، حفظ سطح مصرف است و پیشنهاد میکند که این میزان حدود 2000 تا 3000 میلیگرم در روز باشد. این نویسنده اظهار میکند که الکل و کافئین باعث جابجایی زیاد مایعات میشوند که در شرایط عادی بر هموستاز گوش داخلی تأثیری نمیگذارد. با این حال، در بیماری منیر، عدم تعادل سیستمهایی که تولید، نگهداری و بازیافت مایعات گوش داخلی، اندولنف و پریلنف را تنظیم میکنند، باعث میشود شنوایی و تعادل در برابر تغییرات خارجی مانند استرس، محرومیت از خواب، بیاحتیاطی در رژیم غذایی آسیبپذیر باقی بمانند.
4 مجله بینالمللی وزوز گوش، جلد 19، شماره 1 (2014) www.tinnitusjournal.com (شامل مصرف کافئین)، تغییرات هورمونی، آلرژیها و تغییرات فشار. ناکس و مکفرسون استدلال میکنند که درمان بیماری منییر تجربی است و محدودیت غذایی را به عنوان گام اولیه درمان پیشنهاد میکند، نه اینکه نیاز به پرهیز از کافئین را توجیه کند. توصیه رژیم غذایی بدون کافئین بر اساس تجربه متخصص، بدون شواهد علمی توسط لوکسفورد و همکارانش زیر سوال میرود. . در یک مطالعه گذشتهنگر، پرسشنامهای برای بررسی پایبندی به رژیم غذایی کنترلشده سدیم و بدون کافئین در بیماران مبتلا به بیماری منییر انجام شد. شرکتکنندگان گزارش دادند که تعداد بحرانها و شدت علائم هنگام پیروی از رژیم غذایی کاهش یافته است، با این حال، وقتی فقط مصرف محدود کافئین را تجزیه و تحلیل کردیم، هیچ اهمیت آماری مشاهده نشد. قابل توجه است که تعداد کمتری از شرکتکنندگان میتوانند مصرف کافئین را در مقایسه با کاهش مصرف سدیم محدود کنند، اگرچه گزارش شده است که اجتناب از این ماده آسانتر است. نویسندگان پیشنهاد میکنند که برای کاهش متغیرهای یافتشده و دستیابی به نتایج قطعیتر، به مطالعات کنترلشدهی آیندهنگر نیاز است.
بسیاری از بیماران مبتلا به میگرن دهلیزی یا سرگیجه با علت ناشناخته، تغییرات در رژیم غذایی را به عنوان عامل محرک بحران میدانند و با اتخاذ الگوی غذایی دیگر، علائم آنها تسکین مییابد. هم مصرف کافئین و هم پرهیز از آن، علائم را تحریک میکنند. نویسندگان، ۱۵۶ پرونده پزشکی از بیمارانی را که بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ در یک کلینیک تخصصی سرگیجه تحت درمان قرار گرفته بودند، تجزیه و تحلیل کردند. در این کلینیک، رژیم درمانی شامل تغییر عادات غذایی بود و بدون بهبود سرگیجه، دارودرمانی آغاز شد. ۴۴ بیمار اطلاعات کافی برای محاسبه مصرف روزانه کافئین داشتند که به طور متوسط ۳۲۰ میلیگرم در روز بود و مقادیر آن بین ۴۰ تا ۱۲۰۰ میلیگرم در روز متغیر بود.
ترینداد و همکارانش17 در یک بررسی سیستماتیک، به دنبال تجزیه و تحلیل رابطه کافئین با زیرشاخههای مختلف گوش و حلق و بینی بودند، زیرا نقش این ماده را در ایجاد یا تشدید بیماریهای مختلف گوش و حلق و بینی تعیین میکنند. چنین ادعاهایی شواهد روایی متناقضی دارند. نویسندگان در پرداختن به چارچوبهای دهلیزی، بیماری منییر را از سایر سرگیجهها متمایز میکنند. در مورد سرگیجه به طور کلی، مطالعهای ارائه میدهند که در آن فقط ترکیب پرومتازین و کافئین برای بهبود علائم مؤثر بوده است. در رابطه با بیماری منییر، تأثیر کافئین بر سیستم اندولنفاتیک نامشخص است، زیرا توضیح فعلی این است که کافئین، به عنوان یک متیلزانتین، علائم را تشدید میکند و جابجایی مایع در گوش داخلی را تسهیل میکند. این توضیح با تکیه بر مطالعات جدیدی که به هیدروپس به عنوان یک نتیجه و نه علت علائم گزارش شده اشاره میکنند، متناقض خواهد بود. نویسندگان نتیجه میگیرند که بسیاری از توصیههای داده شده به بیماران در مورد استفاده از کافئین تأیید میشوند. با شواهد تجربی، که نیاز به مطالعات بیشتر برای پشتیبانی از چنین توصیههایی را ایجاد میکند.
علاوه بر بیماریهای دهلیزی، کلاگنبرگ و همکارانش15 یافتههای دهلیزی-حلزونی را در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 بررسی کردند و درصد زیادی (60٪) از اختلالات دهلیزی را در این بیماران یافتند. در مورد شکایات و عادات غذایی مضر، سوء مصرف کافئین شایعترین آنها بود که توسط 20٪ از بیماران گزارش شد. نویسندگان این تغییرات را به تغییر دهلیزی در هموستاز گوش داخلی ناشی از عوارض ذاتی بیماری مانند نوروپاتی و آنژیوپاتی نسبت میدهند.
تأثیر دوزهای متوسط کافئین در وکتوالکترونیستاگموگرافی توسط فیلیپه و همکارانش بررسی شده است. نویسندگان تأکید میکنند که قطع ناگهانی کافئین، که روش استاندارد برای انجام آزمایش است، میتواند منجر به علائمی مانند خستگی، اضطراب، حالت تهوع، استفراغ، سردرد و کاهش تمرکز شود و حتی ممکن است در نتایج آزمایش تداخل منفی ایجاد کند و منجر به تشخیص اشتباه شود که میتواند باعث تغییر در سکته مغزی وکتوالکترونیستاگموگرافی شود. از نظر نویسندگان، مصرف متوسط کافئین با محدودیتهایی در عرض 6 ساعت قبل از آزمایش مجاز است که مربوط به نیمه عمر کافئین است زیرا تغییراتی در نتایج آزمایشهای انجام شده در حضور و عدم مصرف کافئین مشاهده شده است. آنها اضافه میکنند که شایعترین شکایات در طول آزمایش انجام شده در صورت عدم مصرف کافئین، اضطراب (92.3٪)، سردرد (69.3٪)، حالت تهوع و/یا استفراغ (38.5٪) و سرگیجه شدیدتر در طول آزمایش (38.5٪) بوده است.
در موارد BPPV مصرف کافئین و قهوه نیز ممکن است باعث عود حملات شود.
نتیجهگیری کافئین علیرغم مصرف گسترده، هیچ مکانیسم عمل کاملاً مشخصی ندارد. سیستم دهلیزی به هموستاز عملکرد ارگانیسم وابسته است و ممکن است تحت تأثیر موادی قرار گیرد که این تعادل را تغییر میدهند. بنابراین، اگرچه تعامل کافئین با لابیرنت خلفی به خوبی توضیح داده نشده است، توصیههای مربوط به پرهیز از این ماده برای ارزیابی و درمان بیماران مبتلا به سرگیجه همچنان بر اساس تجربیات بالینی است. بنابراین، شایان ذکر است که نیاز به مطالعاتی با گروه کنترل برای روشن شدن این سؤالات وجود دارد که به پیشبرد مؤثرترین درمان برای بیمار مبتلا به سرگیجه کمک میکند.